سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

389

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ممنوعة من أن تزوّج نفسها ممّن يكافئها ، وأن النكاح ينعقد بعبارتها . ( 1 ) انتهى . از اين عبارت ظاهر است كه اضافه عمر منع را به نفس خود دليل است بر آنكه اين منع از خود عمر بوده نه مستند به منع خدا ورسول [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] ; زيرا كه سرخسى بر اضافه عمر منع را به نفس خود استدلال كرده بر آنكه براي سلطان يد است در انكحه ، واين منع را مسبب به ولايت سلطنت نموده ، وظاهر است كه اگر اين منع مستند به منع خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) مىبود ، اين استدلال صحيح نمىشد ; چه بنابر اين معناى قول عمر آن خواهد بود كه منع ( 2 ) از نكاح غير اكفا ثابت باشد ، وعمر به اين سبب منع از آن كند ، اين معنا هرگز دليل ثبوت ولايت يد براي سلطان در انكحه نمىتواند شد ، وظاهر است كه مراد سرخسى از ثبوت يد براي سلطان در انكحه آن است كه سلطان به رأى خود بلااستناد به دليل شرعي اگر حكمي در انكحه صادر كند ، نافذ گردد ومقبول شود به سبب ولايت سلطنت ; ونيز منع خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) از نكاح ‹ 1493 › غير اكفا غير ثابت ، پس حمل اين منع بر منع خدا ورسول باطل محض است . ونيز بنابر اين معناى قول سرخسى چنين خواهد بود كه : اين قول عمر دلالت مىكند بر آنكه سلطان را مىرسد كه منع كند از امرى كه منع كرده باشند

--> 1 . [ الف ] شروع كتاب النكاح . [ المبسوط 4 / 196 ] . 2 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( خواهم كرد ) اضافه شده است .